سلام بر امام مهدي عج

به برادرت اعتماد مطلق نداشته باش ؛ زيرا به زمين خوردن بر اثر اعتماد [به همه گفته ها و کرده هاي دوست] قابل جبران نيست . [امام صادق عليه السلام]

نوشته شده توسط:   ddddd12  

+ معرفي 02
جمعه 6 ارديبهشت 1387  5:54 صبح

معرفي 02 


هيئت منتظران بهاباد يزد


http://golenarges87.blogfa.com


ddddd12


http://ddddd12.iranblog.com


 


نرم افزاري نورالزّهرا س


www.noorozahra.com


نرم افزاري کوثر


www.nkqom.ir


نرم افزاري صافّات


www.saffat.net


نرم افزاري گنجينه معرفت


www.sosoz.com


نرم افزاري ميقات


www.miqat.net


تبيان


www.tebyan.net


نظرات شما ()

نوشته شده توسط:   ddddd12  

+ نمونه اي از سايتها و وبلاگها
جمعه 20 بهمن 1385  2:45 صبح

به ddddd12  خوش آمديد


 


نمونه اي از سايتها و وبلاگها


 


گل نرگس بيا دردم دوا کن


 


http://entezarzohoor.blogfa.com


 


http://ddddd12.blogfa.com


 


http://ddddd12.blogsky.com


نظرات شما ()

نوشته شده توسط:   ddddd12  

+ خراساني ها(ايراني ها)
دوشنبه 11 دي 1385  12:8 عصر

خراساني ها(ايراني ها)


حديث شماره : 1038 *
* عفان بصرى ، از امام صادق عليه السلام روايت کرده که گفت به من فرمود : آيا مىدانى چرا ( شهر قم ) ، قم ، ناميده شده است ؟ عرضکردم : خدا ورسول او و شما ، داناتريد ، فرمود : قم ناميده شده ، زيرا اهل آن با حضرت قائم عليه السلام اجتماع کرده وهمراه آنحضرت قيام نموده و در کنار او استقامت بخرج داده وياريش خواهند نمود .


* حديث شماره : 1039 *
* حسن بن محمد بن حسن قمى ، صاحب کتاب تاريخ قم به اسانيد خود از امام صادق عليه السلام نقل کرده که فرمود : شهر کوفه از مؤمنين تهى خواهد شد وعلم از آنجا هجرت کرده وبه جاى ديگر پناه مى برد مانند مار که به لانه خود مى خزد . سپس در شهرى بنام ، قم ، ظاهر شده که آن شهر معدن علم وفضل مى گردد ، تا آنجا که ديگر در زمين کسى که در دين خود ضعيف ونادان باقى بماند يافت نخواهد شد ، حتى نو عروسان ، آنزمان نزديک قيام قائم ما خواهد بود .
خداوند قم واهل آنرا از کسانى قرار دهد که همراه حضرت حجت ( عليه السلام ) قيام مى نمايند . واگر اينگونه ( شهر قم مرکزيت علم وفضل در آن ) نباشد ، زمين ساکنان خود را در خود فرو خواهد برد ، وديگر در زمين حجتى باقى نخواهد ماند . آنگاه علم از آنجا ( از قم ) به سائر شهرها در شرق وغرب عالم پخش شده وحجت بر مردم جهان تمام مى گردد ، تا آنجا که در زمين کسى نخواهد ماند که نداى علم ودين به گوش او نرسيده باشد ، سپس حضرت قائم ( عليه السلام ) ظاهر شده وموجب انتقام گرفتن وخشم خداوند بر مردم مى گردد ، زيرا خداوند از مردم انتقام نخواهد گرفت مگر پس از آنکه آنها حضرت حجت ( عليه السلام را ) انکار کنند .


* حديث شماره : 1041 *
* على بن نعمان ، از ابو الاکراء علي بن ميمون صائغ ، از امام صادق عليه السلام روايت کرده که فرمود : خداوند به شهر ، کوفه ، بر سائر شهرها وبه مؤمنين آن بر مؤمنين سائر شهرها ، احتجاج نموده ، وبه شهر قم بر سائر شهرها وبه اهل آن بر جميع اهل مشرق ومغرب از جن وانس ، احتجاج مى نمايد ، خداوند ، قم ، واهل آنرا مانند اشخاص ضعيف در دين ، ترک نکرده بلکه آنها را توفيق داده و تائيد نموده است سپس فرمود : دين ومردم ، در قم ، خوار و ضعيف خواهند بود واگر اين گونه نباشد ، مردم از همه جا به آن روى آورده آن شهر ( قم ) خراب شده واهل آن تباه گشته واز آن پس ، قم ، بر سائر شهرها حجت نخواهد بود ، ودر صورتى ( که قم به ويرانى کشيده شود ) ديگر آسمان وزمين ثبات نداشته واز هم خواهند پاشيد ، ولحظه اى مهلت داده نخواهند شد . براستى بلاها از ، قم ، واهل آن دفع شده ، وزمانى خواهد آمد که شهر ، قم ، واهل آن حجت بر جهانيان خواهد بود ، واين امر در زمان غيبت قائم ما تا زمان ظهورش خواهد بود . واگر چنين نباشد . زمين اهل خود را در کام خود فرو خواهد برد وهيچ ظالم وستمگرى نمى تواند قصد ناروايى نسبت به ، قم داشته باشد ، چه اينکه خداوند که بر کنندهء ريشهء ستمگران است ، او را ريشه کن خواهد ساخت . وبه گونه اى با بلا ومصيبت يا بوسيله دشمنى او را از سوء قصد به ، قم ، منصرف خواهد نمود ، وخداوند ياد قم واهل آنرا از صفحهء ذهن وحافظهء ستمگران در زمان قدرت ودولتشان ، محو نموده ، همچنانکه ياد خود را از آنان سلب کرده است .


* حديث شماره : 242 *
* ابو هريره از رسول الله صلى الله عليه وآله روايت مىکند که حضرت فرمود : اگر دين در ستارهء ثريا باشد مردانى از فارس بسوى آن رفته و به آن دست مىيابند .


* حديث شماره : 251 *
* ابى قلابه ، از ثوبان نقل کرده و آنرا به پيامبر ( ص ) نسبت نداده است ، در آن آمده است : هر گاه ديديد پرچمهاى سياه از سمت خراسان ظاهر شده نزد آنها رفته هر چند از روى يخ بگذريد . خليفة الله ، حضرت مهدى ( عليه السلام ) ميان آنان مىباشد .


* حديث شماره : 623 *
* از علي عليه السلام : پرچمهاى سياهى براى جنگ با سفيانى قيام کرده که در ميان آنها جوانى از بنى هاشم بوده که در کتف چپ او خالى نمايان مى باشد وجلودار آن پرچمها مردى از ، بنى تميم ، بوده که شعيب بن صالح ناميده شده وسپاه سفيانى را فرارى مى دهند


* حديث شماره : 255
* مسلم بن يسار ، از سعيد بن مسيب ، از رسول الله صلى الله عليه وآله روايت مىکند که حضرت فرمود : پرچمهاى سياهى از بنى عباس ، از مشرق خروج خواهد کرد وتا زمانى که خدا بخواهد حکومت خواهند نمود ، سپس پرچمهاى کوچکى به رنگ سياه نيز از مشرق ظاهر مىشوند که با مردى از فرزندان ابو سفيان و ياران او مىجنگند ، و به اطاعت حضرت مهدى عليه السلام در مى آيند .
* *


* حديث شماره : 570 *
* ابراهيم بن عبيد الله بن علاء ، از پدرش از امام صادق عليه السلام وآن حضرت از علي عليه السلام نقل کرده که فرمود : خداوند زمين را از ستمگران پاک نخواهد کرد تا آنکه خون حرامى ريخته شود ، سپس حضرت برنامه بنى اميه وبنى عباس را در حديثى طولانى ذکر کرده ، سپس فرمود : زمانيکه شخصى از ما در خراسان قيام کرده وبر سرزمين ، کوفان وملتان غلبه نمود واز جزيرهء بنى کاوان گذشت ونيز شخصى ديگر از ما در جيلان قيام کرده و قبائل ، آبر و ديلمان به او بپيوندند ، و براى يارى فرزند من ( مهدى ) پرچمهاى ترک بطور پراکنده در گوشه وکنار جهان در ميان کم وبيش مشکلات به اهتزاز در آمد وزمانى که بصره خراب شده و رئيس امارت و حکومت در مصر قيام کند ، سپس حضرت حکايتى طولانى را ذکر کرد ، و فرمود : زمانيکه هزاران نفر تجهيز شده و صفها کشيده شد وشخص بزرگتر ، شخص کوچکتر را بکشد آنگاه شخص ديگرى قيام کند و انقلاب نمايد و کافر هلاک شود ، سپس قائم منتظر وامام نهان و ناشناخته که صاحب فضل و شرف بوده قيام مىنمايد و او از فرزندان توست اى حسين ، در حاليکه هيچ فرزندى مانند او نخواهد بود ، در بين رکنين ( بين رکن ومقام در مکه ) با دو لباس کهنه قيام کرده و بر جن و انس غلبه مىنمايد و [ انتقام از ] دو خون را در زمين ترک نخواهد کرد خوشا به حال کسى که زمان او را درک کرده و شاهد دوران آن حضرت باشد .


* حديث شماره : 620 *
* از علي عليه السلام نقل است که فرمود : زمانيکه پرچمهاى سياه که در بين آنها شعيب بن صالح مىباشد بر عليه سفيانى برافراشته گردد آن زمان است که مردم آرزوى حضرت مهدى عليه السلام را داشته و او را مىخوانند ، آنگاه حضرت از مکه با پرچم رسول الله صلى الله عليه و آله قيام کرده و دو رکعت نماز مىگذارد در حاليکه مردم از قيام آن حضرت بخاطر طول زمان و شدت بلايا و گرفتاريها نااميد گشته اند وپس از آنکه از نماز فارغ شد مىفرمايد ، اى مردم بلا وگرفتاريها ، امت حضرت محمد صلى الله عليه و آله را بطور عموم و اهل بيت او را بطور خصوص فرا گرفته است .


* حديث شماره : 621 *
* از علي عليه السلام که فرمود : زمانيکه سپاه سفيانى بطرف کوفه حرکت مى کند ، بدنبال اهل خراسان براى جنگ فرستاده ولى اهل خراسان براى يارى وطلب حضرت مهدى عليه السلام با پرچمهاى سياه قيام کرده وبفرماندهى شعيب بن صالح با سپاه سفيانى در محل اصطخر ( مسجد سليمان ) روبرو شده وجنگ بزرگى اتفاق مى افتد که خراسانيها پيروز شده وسپاه سفيانى فرار مى کند ، آنوقت استکه مردم آرزوى حضرت مهدى عليه السلام را کرده واو را طلب مى نمايند .


* حديث شماره : 622 *
* از علي عليه السلام : سفيانى بر شام چيره شده ، آنگاه بين آنها جنگى در مى گيرد در محلى بنام ، قرقيسيا ، چنانکه پرندهاى آسمان ودرندگان زمين از گوشت مردارهاى آنها سير مى گردند . سپس شکافى در پشت سپاه واقع شده پس گروهى از آنها وارد خراسان گشته وسپاه سفيانى بدنبال آنها وارد کوفه شده وشيعيان آل محمد ( صلى الله عليه وآله ) مى کشند . سپس اهل خراسان براى يارى وطلب حضرت مهدى عليه السلام قيام مى نمايد .


* حديث شماره : 720 *
* حذلم بن بشير روايت کرده و مىگويد : به امام زين العابدين عليه السلام عرض کردم : که خروج حضرت مهدى عليه السلام را برايم تعريف نما ، حضرت فرمود : قبل از قيام آن حضرت شخصى خروج خواهد کرد بنام عوف السلمى در سرزمين جزيره ( حجاز ) و منزلش در ، بکريت ، بوده ودر مسجد دمشق کشته خواهد شد . بعد از آن شعيب بن صالح از سمرقند خروج کرده وبعد از آن سفيانى ملعون از وادى ، يابس ، از فرزندان عتبه بن ابى سفيان ، خروج خواهد کرد . هنگاميکه سفيانى خروج کند حضرت مهدى عليه السلام مخفى مىگردد .


249 - " يخرج ناس من المشرق ، فيوطئون للمهدي "
* حديث شماره : 249 *
* عبد الله بن حارث بن جزء زبيدى ، از رسول الله صلى الله عليه وآله روايت کرده که فرمود : گروهى از مشرق خروج خواهند کرد که خود را براى حضرت مهدى عليه السلام آماده مىسازند .


* حديث شماره : 250 *
* ابو نعيم ، از ثوبان ، از رسول الله صلى الله عليه وآله نقل کرده است که فرمود : پرچمهاى سياهى از سمت مشرق پديدار خواهند شد که دارندگان آنها دلهايى سخت تر و محکمتر از آهن دارند و هر کسى خبر آنها را بشنود بايد بسوى آنها رفته وبا ايشان بيعت نمايد هر چند از روى يخ بگذرد .


* حديث شماره : 796 *
* معمر بن يحيى بن سام ، از ابو خالد کابلى ، از امام باقر عليه السلام روايت کرده که فرمود : گويا مى بينم گروهى از مشرق قيام کرده وحق را مطالبه مىنمايند وبه آنها نمىدهند . دو باره آنرا مطالبه کرده وبه آنها داده نمىشود وزمانى که مىبينند با آنان چنين رفتار مى شود شمشيرهاى خود را بر دوش گرفته آماده مبارزه مىشوند آنگاه حق را به آنها داده ، ولى ديگر قبول نکرده وقيام مىنمايند . وشمشيرهاى خود را جز به صاحب شما ( حضرت صاحب الزمان عليه السلام ) تحويل نخواهند داد ، کشته هاى آنان شهيد مى باشند . اما من چنانچه در آن زمان باشم ، خود را براى حضرت صاحب الامر ( عليه السلام ) نگه خواهم داشت ( يعنى همراه آنان قيام نخواهم کرد ) .
796 - المصادر :
* : النعماني : ص 273 ب 14 ح 50


* حديث شماره : 621 *
* از علي عليه السلام که فرمود : زمانيکه سپاه سفيانى بطرف کوفه حرکت مى کند ، بدنبال اهل خراسان براى جنگ فرستاده ولى اهل خراسان براى يارى وطلب حضرت مهدى عليه السلام با پرچمهاى سياه قيام کرده وبفرماندهى شعيب بن صالح با سپاه سفيانى در محل اصطخر ( مسجد سليمان ) روبرو شده وجنگ بزرگى اتفاق مى افتد که خراسانيها پيروز شده وسپاه سفيانى فرار مى کند ، آنوقت استکه مردم آرزوى حضرت مهدى عليه السلام را کرده واو را طلب مى نمايند .
621 - المصادر :
* : ابن حماد : ص 86


* حديث شماره : 798 *
* سعيد ابو عثمان ، از جابر ، از امام باقر عليه السلام روايت کرده که فرمود : جوانى از بنى هاشم که در کف دست راست او خالى مىباشد همراه با برچم هاى سياه از خراسان قيام کرده وقبل از او ، شعيب بن صالح ، قيام خواهد کرد . با ياران سفيانى مى جنگد وآنها را شکست مىدهد .
798 - المصادر :
* : ابن حماد : ص 84 - حدثنا سعيد أبو عثمان ، عن جابر ، عن أبي جعفر قال : -
* : عقد الدرر : ص 128 ب 5 - عن ابن حماد .
* : عرف السيوطي ، الحاوي : ج 2 ص 68 - عن ابن حماد ، وفيه ( . . بکفه اليمين ) .
* : برهان المتقي : ص 151 ب 7 ح 20 - عن ابن حماد .
* : ملاحم ابن طاووس : ص 53 ب 97 - عن ابن حماد ، وفيه ( . . ويأتي من خراسان )


 


نظرات شما ()

نوشته شده توسط:   ddddd12  

+ بيا مولا جانم فدايت = معرفي دوباره = 26ماه انتظار باعلائم ظهور و
جمعه 5 آبان 1385  6:7 صبح



























‌‌" ۲۶ماه انتظار با علائم ظهور"


 


http://entezarzohoor.blogfa.com


 


http://ddddd12.parsiblog.com


 


http://entezaremaammahdi.blogfa.com


 


http://entezaremaammahdi.parsiblog.com


 


http://alaaem26mpicturegif.blogfa.com


 


نمونه اي از سايتها


http://ddddd12.blogfa.com


 


 


موزه علوم طبيعي بهاباد


http://bahabad-museum.blogfa.com


 


http://bahamuzehpicture2.blogfa.com


 


لينکستان موزه علوم طبيعي بهاباد يزد


http://bahamuzehlink.blogfa.com


 


شگفتي هاي آفرينش


http://bahamuzehpicture.blogfa.com


 


وبلاگ اشعار


http://mahdi26dehghan11.blogfa.com


 


مروري بر سي دي امام مهدي عج


 


http://cdemammahdi.parsiblog.com


 


http://cdemammahdi.blogfa.com


 


http://cdemammahdi.mihanblog.com


 


http://cdemammahdi.blogsky.com


 




 


 


 


نظرات شما ()

نوشته شده توسط:   ddddd12  

+ رجعت
پنجشنبه 4 آبان 1385  5:47 صبح

رجعت


 


1152 - " أيام الله ثلاثة : يوم يقوم القائم عليه السلام ، ويوم الکرة ، ويوم القيامة "
* حديث شماره : 1152 *
* موسى بن حناط گفت از امام صادق ( ع ) شنيدم که مى فرمود : ايام الله سه روز است ، روزى که قائم ( ع ) ظهور کند ، وروز رجعت ، وروز رستاخيز "
1152 - المصادر :
* : مختصر بصائر الدرجات : ص 18


·             * حديث شماره : 1153 *
* اين روايت به نحو ارسال از امام صادق ( ع ) نقل شده که حضرت در باره رجعت فرمود : " همانا کسانى که ايمان ناب وکامل وکسانى که کفر خالص داشته اند هنگام ظهور قائم ( ع ) به دنيا بر مى گردند ، ولى غير از اين افراد تا روز قيامت کسى به دنيا بر نمى گردد .


·             "
* حديث شماره : 875 *
* داود بن راشد ، از حمران بن اعين ، از امام باقر ( ع ) نقل کرده که فرمود : بزودى همسايه شما ، حسين بن علي عليهما السلام ، دو باره به دنيا باز خواهد گشت و آنقدر حکومت مىکند که ابروهاى وى از شدت پيرى به روى چشمانش مىافتد .
875 - المصادر :
* : بصائر الدرجات ، سعد بن عبد الله : - على ما في البرهان .
* : مختصر بصائر الدرجات : ص 22


·             حديث شماره : 1156 *
* محمد بن مسلم مى گويد از حمران بن أعين وأبا الخطاب شنيدم که آندو از امام صادق ( ع ) شنيده اند که مى فرمود : نخستين کسى که زمين برايش شکافته مى شود وبه دنيا بر مى گردد حسين بن علي عليهما السلام است ، رجعت عمومى نيست بلکه براى عده اى خاص است ، وجز کسانى که ايمان خالص ويا کفر خالص داشته باشند ، رجعت ندارند "


·             * حديث شماره : 876 *
* محمد بن زيد نخعى ، از سيف بن عميره ، از امام باقر عليه السلام نقل کرده که فرمود : هنگاميکه حضرت قائم عليه السلام قيام فرمايد ، به مؤمن در قبرش مى گويند : صاحبت قيام کرده اگر دوست داشته باشى مى توانى زنده شده وبه او ملحق گردى واگر هم دوست داشته باشى مىتوانى تحت لطف وکرامت پروردگارت بمانى .
876 - المصادر :
* : الفضل بن شاذان : على ما في غيبة الطوسي .
* : دلائل الإمامة : ص 257


·             * حديث شماره : 1166
* أحمد بن محمد از ابو عبد الله برقى مرفوعا از امام صادق ( ع ) نقل مى کند که حضرت به داود رقى که در حال رفتن بود نگريست وفرمود : کسى که خوشحال مى شود به مردى از ياران قائم ( ع ) بنگرد ، بايد به اين شخص ( داود رقى ) بنگرد ، ودر جايى ديگر فرمود : وى را ( داود ) ميان خود به منزلهء مقداد رحمة الله ، بشمار آوريد .


·                                               درضمن دو حديث طولاني با شماره هاي 1161 و 529  در اين مورد وجود دارد


 


نظرات شما ()

نوشته شده توسط:   ddddd12  

+ دجال
جمعه 7 مهر 1385  6:59 عصر

·             حديث شماره : 382 *
* قتاده از أنس از رسول خدا ( ص ) روايت کرده که آن حضرت فرمود : " هيچ پيامبرى نيامد مگر اينکه امت خويش را از آن انسان يک چشم دروغگو بر حذر داشت ، آگاه باش ، او يک چشم دارد ، وخداوند تبارک وتعالى چنين نيست ، ميان چشمانش نوشته شده کافر ، هر مؤمنى آنرا مى خواند "
* *
* : العمدة : ص 440 ص 925 - عن مسلم ، والبخاري .
* : منتخب الأثر : ص 461 ف‍ 6 ب‍ 7 ح‍ 2 - عن الترمذي .
382 - المصادر :
* : الطيالسي : ص 265 ح‍ 19


·             386 - " ما بين خلق آدم عليه السلام إلى قيام الساعة أمر أکبر من الدجال "
* حديث شماره : 386 *
* هشام بن عامر مى گويد ، از رسول خدا ( ص ) شنيدم که مى فرمود : " در فاصلهء ميان آفرينش آدم " ع " تا رستاخيز ، قضيه اى بزرگتر از دجال وجود ندارد "
386 - المصادر :
* : ابن حماد : ص 146


·             * حديث شماره : 392 *
* عبدالرحمان بن أبي بکرة از پدرش روايت کرده که گفت رسول خدا ( ص ) فرمود : " پدر ومادر دجال مدت سى سال داراى فرزند نشدند ، پس از اين مدت کودکى بر ايشان متولد شد که داراى يک چشم وزيان بارترين و بى فايده ترين چيز بود چشمانش بخواب مىرفت ودلش خواب نداشت ، وى گفت : رسول خدا ( ص ) پدرش را توصيف کرد وفرمود : پدرش مردى بلند قد و داراى اندامى ناهمگون بوده و گويى بينى وى منقار است ، و مادرش زنى بلند بالا و بى ريخت و داراى پستانهاى درشت است .


·             * حديث شماره : 395 *
* عبادة بن صامت مى گويد : رسول خدا ( ص ) فرمود : دربارهء دجال آنقدر با شما سخن گفتم تا آنجا که بيم آن داشتم که تعقل نکنيد ، مسيح دجال مردى کوتاه قد بوده و ميان پاهاى او فاصله دارد ، داراى موهاى مجعد ، يک چشم دارد که نه بر آمده است و نه گود نشسته ، اگر او بر شما مشتبه شد ، بدانيد که پروردگار شما چنين نيست ، و شما هرگز خداى خويش را نمى بينيد تا از دنيا برويد .
* حديث شماره : 444 *
* ابو مالک اشجعى از ربعى واو از حذيفه نقل کرده که وى گفت : رسول خدا ( ص ) فرمود : " من از خود دجال بهتر مى دانم که با او چيست ، با او دو رودخانه و نهر جارى است که يکى بطور آشکار آب سفيد وديگرى بوضوح آتشى شعله ور است ، اگر کسى آنرا درک کرد بايد به نهرى روى آورد که آنرا به صورت آتش مى بيند وبايد چشمانش را بهم بگذارد و سر خود را به زير افکند واز آن بنوشد ، زيرا آن آبى خنک است . دجال داراى يک چشم است و در آن لکه اى پر رنگ وجود دارد وميان چشمان او نوشته شده است ، کافر ، هر مؤمن با سواد وبى سوادى آنرا مى تواند بخواند " .
444 - المصادر :
* : ابن أبي شيبة : ج 15 ص 133 ح 19318


·             * حديث شماره : 427 *
* ابو سلمة بن عبدالرحمان گفت : رسول خدا ( ص ) فرمود : " فرود مى آيد دجال در خوز و کرمان با هشتاد هزار تن که صورتهايى چون سپرهاى راه راه وکلاه بر سر دارند وداراى کفشهايى از مو هستند "
427 - المصادر :
* : ابن حماد : ص 191


·             * حديث شماره : 460 *
* عبد الله بن عثمان بن خيثم ، از شهر بن حوشب و او از اسماء بنت يزيد بن سکن انصارى نقل کرده که وى گفت : از رسول خدا ( ص ) شنيدم که مىفرمود : ( دجال چهل سال در زمين درنگ خواهد کرد ، سال مانند ماه ، و ماه مانند هفته ، و هفته چون روز و روز مانند سوختن شاخه هاى نخل در آتش بود ) .
460 - المصادر :
* : عبد الرزاق : ج 11 ص 392 ح 20822


·             * حديث شماره : 210 *
* از ربيعة بن أبو عبدالرحمان ، از انس بن مالک از رسول الله صلى الله عليه وآله ، روايت شده که فرمود : دجال از محله يهوديهاى اصفهان خروج نموده ، و هفتاد هزار يهودى که همه تاج بر سردارند همراه او خواهند بود .
210 - المصادر :
* : أحمد : ج 3 ص 224


·             415 - " يخرج الدجال من خراسان "
* حديث شماره : 415 *
* ابن مسيب آنرا از ابو بکر نقل کرده وبه پيامبر ( ص ) نسبت نداده است : دجال از خراسان خروج مى کند "


·             * حديث شماره : 419 *
* ابن طاووس از پدرش از کعب نقل نموده که گفت : و آنرا به پيامبر ( ص ) نسبت نداده است : " دجال از عراق خروج مى کند " .


·             * حديث شماره : 421 *
* ابو امامه باهلى مى گويد ، رسول خدا ( ص ) فرمود : " دجال از راه ميان شام و عراق خروج مى کند "

421 - المصادر :
* : حماد : ص 149


·             * حديث شماره : 431 *
* ابو عبد الله قراظ روايت کرده که از سعد بن مالک وابو هريره شنيد که مىگويند ، رسول خدا ( ص ) فرمود : بار خدايا مردم مدينه را در شهرشان برکت عنايت فرما ، در روزى آنها خير وبرکت ايجاد کن ، معبودا ، ابراهيم " ع " بنده ودوست تو بود ومن بنده و فرستاده تو هستم ، ابراهيم " ع " براى مردم مکه از تو در خواست کرد ومن همانگونه که ابراهيم " ع " براى مردم مکه از تو در خواست نمود براى مردم مدينه در خواست مى نمايم ، شهر مدينه در احاطه فرشتگان است ، بر هر گذرگاهى دو فرشته قرار دارند که از آن مراقبت مى کنند ، بيمارى طاعون و دجال وارد اين شهر نمىشوند ، هر کس قصد خيانت به اين شهر را داشته باشد ، خداوند او را ذوب مى کند همانگونه که نمک در آب ذوب مىشود .


·             * حديث شماره : 451 *
* ابو هريره مى گويد رسول خدا ( ص ) فرمود : " وقتى که يکى از شما از تشهد فارغ مىشود ، بايد از چهار چيز به خدا پناه ببرد ، از عذاب دوزخ واز عذاب قبر ، و از آشوب و فتنهء زندگى ومرگ واز شر مسيح دجال " .
451 - المصادر :
* : ابن أبي شيبة : ج 15 ص 130 ح 19308


·             * حديث شماره : 478 *
* سيابه از امام صادق ( ع ) نقل مىکند که گفت : مردى از حضرت پرسيد فدايت شوم مىگويند ، زراعت وکشاورزى مکروه است ، حضرت بدو فرمود : " زراعت نمائيد ودرخت بنشانيد ، بخدا سوگند مردم کارى حلال تر وپاکيزه تر از آن انجام نداده اند ، بخدا سوگند پس از خروج دجال زراعت مى شود ونخل کاشته مى شود "

478 - المصادر :
* : الکافي : ج 5 ص 260 ح 3


·             * حديث شماره : 469 *
* زهرى از سالم از ابن عمر نقل کرده که رسول خدا ( ص ) با جمعى از اصحاب از جمله عمر بن خطاب از کنار ابن صياد که کودکى بود گذارشان افتاد واو متوجه نشد ، تا اينکه رسول خدا ( ص ) با دستش به پشت او اشاره کرد وفرمود : آيا گواهى مىدهى که من رسول خدا ( ص ) هستم ؟ ابن صياد به او نگاهى کرد وگفت : گواهى مى دهم که تو پيامبر بى سوادان هستى ، ابن صياد به پيامبر گفت : آيا تو گواهى مى دهى من فرستاده خدا هستم ؟ رسول خدا ( ص ) فرمود : به خدا ورسول وفرستادگان او ايمان آوردم ، پيامبر به او فرمود : چه چيز بر تو وارد مى شود ؟ ابن صياد گفت : بر من راستگو و دروغگو وارد مى شود ، پيامبر ( ص ) فرمود : امر را بر تو بهم آميخته ، وسپس رسول خدا ( ص ) فرمود : چيزى را براى تو نهان کرده ام ، و ( يوم تأتى السماء بدخان مبين ) را براى او در نظر گرفته بود ، ( دجال ) ابن صياد گفت : آن ، " دخ " است رسول اکرم ( ص ) فرمود : خفه شو ، از قدرت خود نمىتوانى تجاوز کنى ، عمر گفت : اى رسول خدا ( ص ) به من اجازه بده او را گردن بزنم ، پيامبر ( ص ) فرمود : اگر اين شخص خود او ( دجال ) باشد ، قدرت استيلاى بر وى را ندارى ، واگر او همان شخص نباشد ، بنابراين از کشتن او سودى نبرده اى " .
* *
* : الخرائج : ص 283


·             * حديث شماره : 399 *
* عبيد بن عمر ليثى گفت : رسول خدا ( ص ) فرمود : " رستاخيز به پا نمىشود تا آنکه سى نفر دروغگو خروج مى کنند وهمهء آنها مدعى هستند که قبل از قيامت ، پيامبر هستند


·             * حديث شماره : 471 *
* سعيد بن مسيب ، از ابوذر غفارى نقل کرده که گفت رسول خدا ( ص ) فرمود : " مثال اهل بيت من به سان کشتى نوح ( ع ) است کسى که بر آن سوار شد نجات يافت وکسى که از سوار شدن بر آن سر بر تافت ، غرق گشت ، و کسى که در آخر الزمان با ما نبرد وستيز داشته باشد ، گويى همراه دجال جنگيده است " .
471 - المصادر :
* : البزار : على ما في کشف الهيثمي ، ومجمع الزوائد .
* : الطبراني ، الصغير : ج 1 ص 139 ح 140


·             * حديث شماره : 473 *
* محمد بن مروان از امام صادق ( ع ) نقل کرده که حضرت فرمود : کسى که با ما اهل بيت کينه توزى کند ، خداوند او را يهودى محشور مى کند ، گفته شد : اى رسول خدا ( ص ) هر چند شهادتين را گفته باشد ! فرمود : آرى ، زيرا او در پناه اين دو کلمه از ريخته شدن خون خويش جلوگيرى کرده ويا در حالى که او ذليل است جزيه مىپردازد ، آنگاه فرمود : کسى که بغض وکنيه ما اهل بيت را در دل داشته باشد ، خداوند او را يهودى برمىانگيزاند ، گفته شد : اى رسول خدا ( ص ) چگونه ؟ فرمود : اگر دجال را درک کند بدو مىگرود " .
473 - المصادر :
* : المحاسن : ص 90 ب 16 ح 39


·             * حديث شماره : 479 *
* مفضل بن عمر از امام صادق ( ع ) روايت کرده که حضرت فرمود : " خداى تبارک وتعالى چهارده هزار سال پيش از آفرينش انسانها که ارواح ما بودند چهارده نور را آفريد ، بدو گفته شد : اى فرزند رسول خدا ( ص ) آن چهارده نفر کيانند ؟ حضرت فرمود : محمد وعلى وفاطمه وحسن وحسين وامامان از ذريه حسين " ع " که آخرين آنان قائم است ، هم او که پس از غيبتش قيام و ظهور مىنمايد و دجال را به قتل مى رساند ، و زمين را از هر ظلم وستم ، پاک مى گرداند " .
479 - المصادر :
* : کمال الدين : ج 2 ص 335 ب 33 ح 7


·             * حديث شماره : 434 *
* عمرو بن عبد الله حضرمى ، از ابو امامهء باهلى نقل کرده که گفت : رسول خدا ( ص ) فرمود : هيچ بخشى از زمين باقى نمىماند مگر اينکه دجال وارد آن مى شود وبر آن استيلاء مى يابد ، مگر مکه ومدينه ، زيرا او از هر گذرگاهى که بخواهد وارد مدينه شود ، فرشته اى با شمشير کشيده با او روبرو مى شود تا آنکه کنار تپه سرخ و بعد از انتهاى نمکزار ودر محل تجمع سيلابها فرود مى آيد ، آنگاه شهر مدينه اهل آنرا سه بار مىلرزاند ، وهيچ مرد وزن منافقى باقى نمىماند مگر اينکه به او (دجال ) ملحق مىشوند ، در آنروز مدينه پليديها را از خود مىزدايد همانگونه که دم آهنگرى نا خالصى آهن را بين مى برد ، آنروز روز خلاص و رهايى ناميده مى شود ، أم شريک عرض کرد : در آن روز مسلمانان کجايند ؟ فرمود : در بيت المقدس ، دجال خروج مى کند وآنها را به محاصره در مى آورد ، تا آنکه خبر فرود آمدن حضرت عيسى به او مى رسد پا به فرار گذاشته و مىگريزد " .


·             * قسمتي از حديث شماره : 476 *


·             و از جملهء آن نشانه ها ،دجال بزرگ يک چشم است که چشم راست او ناپيدا است ودر چشم ديگرش لکه اى مانند گوشت جويده شده ديده مىشود ، که آميخته به خون است ، چشم وى مانند دانهء انگورى است که روى آب شناور باشد از حدقه بيرون آمده است ، گروهى از مردم بصره هستند که تعدادشان به اندازهء شهداى ، ابله ، مىرسد وانجيل ها را حمايل دارند از او پيروى مىکنند


·              


·             حديث شماره : 1477 *
* صفوان بن عمرو ، از مشايخ از کعب الاحبار نقل کرده وآنرا به پيامبر ( ص ) نسبت نداده است وگفته : هنگامى که عيسى بن مريم ، همراهان اندک خود را ديد ، نزد خداى متعال شکوه نمود ، خداوند فرمود : من تو را نزد خود بالا مى برم و تو را مىميرانم ، واينگونه نيست که هر کسى را نزدم بالا بردم ، بميرد . بلکه تو را بر دجال يک چشم بر مى انگيزم و تو او را بقتل مى رسانى ، وپس از آن بيست وچهار سال زندگى خواهى کرد ، وسپس تو را مى ميرانم ، با مردنى حق .


·              


 


 


نظرات شما ()

نوشته شده توسط:   ddddd12  

+ روم
چهارشنبه 5 مهر 1385  5:6 صبح

روم


 



  • حديث شماره : 218 *
    * مستورد ، از عمرو بن عاص ، نقل کرده که گفت : از رسول الله صلى الله عليه وآله شنيدم فرمود : سخت ترين دشمنان شما ( مسلمانان ) روميها هستند که هلاکت ونابودى آنها فقط با وقوع ، ساعت ، ( ساعت قيام حضرت مهدى عليه السلام يا قيامت ) خواهد بود .
    218 - المصادر :
    * : أحمد : ج 4 ص 230

  • * حديث شماره : 221 *
    * عوف بن مالک اشجعى از رسول الله صلى الله عليه وآله روايت مى کند که حضرت فرمود : اى عوف ، بشمار ، شش امر قبل از قيام ساعت اتفاق خواهد افتاد . نخست از دنيا رفتن من خواهد بود ، راوى مى گويد : من به گريه افتادم ورسول الله صلى الله عليه وآله براى آنکه مرا ساکت کند ، فرمود : بگو اين يک ، و دومى فتح بيت المقدس ، بگو دو ، سومى دو نوع مرگ ناگهانى است که مانند طاعون گوسفندان ميان امت من اتفاق خواهد افتاد ، بگو سه ، چهارمى فتنه وبلائى است که گريبانگير امت من مىگردد ( واين را حضرت خيلى بزرگ شمرد ) بگو چهار ، پنجمى آنستکه در ميان شما مال بقدرى زياد مى شود که اگر به کسى ( فقير ) صد دينار بدهند . عصبانى مى گردد ، بگو پنج ، و ششمى آنها اينستکه صلحى ميان شما وميان بنى الاصفر ، واقع مى شود ، ولى بعدا آنها دوباره متعرض شما شده وبا شما مىجنگند ، ومسلمانان در آنروز در سرزمينى بنام غوطه خواهند بود که در شهر دمشق قرار دارد .
    221 - المصادر :
    * : الحميدي : على ما في سند البخاري ، ودلائل النبوة .
    * ابن حماد : ص 7

  • 219 - " تقوم الساعة والروم أکثر الناس "
    * حديث شماره : 219 *
    * عبدالکريم بن حرث ، از مستورد قرشى ، نقل کرده که گفت : از رسول الله صلى الله عليه و آله شنيدم که فرمود : هنگام قيام ، ساعت ، ( قيامت يا قيام حضرت مهدى عليه السلام ) روم اکثريت مردم را خواهد داشت .
    219 - المصادر :
    * : ابن حماد : ص 134

  • * حديث شماره : 220 *
    * سعيد مقبرى ، از ابو هريره ، از رسول الله صلى الله عليه وآله روايت کرده که فرمود : ساعت ، ( قيامت يا قيام حضرت مهدى عليه السلام ) بر پا نخواهد شد تا آنکه امت من مانند ديگران ، به حکومت وقدرت رسيده ، ومطابق ، آنها عمل خواهند کرد ، مردم گفتند : يا رسول الله آيا مانند فارس وروم حکومت خواهند کرد ؟ حضرت فرمود : مگر غير از فارس وروم ، مردمى ديگر هم هستند !
    المفردات : مأخذ الأمم : أي تسلک مسلکها .
    * *
    * : العمدة : ص 467 ح 979 - عن رواية البخاري الأولى ، وأورد أيضا أول روايته الثانية .
    * : غاية المرام : ص 575 ب 67 ح 3 - عن البخاري :
    * : البحار : ج 28 ص 30 - 31 - عن جامع الأصول ، عن البخاري ، عن أبي هريرة : -
    220 - المصادر :
    * : أحمد : ج 2 ص 325

  • * حديث شماره : 225 *
    * عبد الله بن بشير خثعمى ، از کعب روايت کرده و آنرا به رسول خدا ( ص ) نسبت نداده است ، در اين روايت آمده است : حضرت مهدى عليه السلام براى جنگ با روميها مى رود آنگاه تابوت سکينه ( ميراث حضرت موسى عليه السلام ) را از غارى درانطاکيه خارج مى نمايد که در آن توراتى که بر حضرت موسى عليه السلام نازل شده وانجيلى که به حضرت عيسى عليه السلام نازل گرديده وجود دارد ، آن حضرت ميان اهل تورات به تورات و ميان اهل انجيل طبق انجيل حکم مىفرمايد .
    * *
    * : ملاحم ابن طاووس : ص 67 ب 137

  • 215 - " تخرج الروم في الملحمة العظمى ، ومعهم الترک وبرجان والصقالبة "
    * حديث شماره : 215 *
    * ابو قبيل ، از جمعى از اصحاب پيامبر نقل کرده و آنرا به پيامبر ( ص ) نسبت نداده است ، در آن آمده است که : در جنگ بزرگى که اتفاق مى افتد ، روم همراه با ترک ، و برجان ( دو گروه از نژادهاى اطراف مديترانه ) وصقالبه ( اهل ايتاليا ومنطقه ترکيه ) در آن جنگ شرکت مىنمايند .

  • * حديث شماره : 647 *
    * از اصبغ بن نباته گفت که امير المؤمنين علي عليه السلام در خطبهء خود حضرت مهدى عليه السلام وياران آنحضرت واسامى آنها را ذکر فرمود . ابو خالد حلبى عرضکرد که آنها را براى ما توصيف نما ، حضرت فرمود : حضرت مهدى عليه السلام شبيه ترين مردم از جهت خلقت وزيبايى واخلاق به رسول خدا صلى الله عليه وآله مى باشد . آيا نمى خواهيد شما را از ياران آنحضرت وتعداد آنها مطلع نمايم : گفتند بله يا امير المؤمنين فرمود . . . . .
    احنف گفت : سفيانى از چه قومى مى باشد ؟ امير المؤمنين عليه السلام فرمود : او از بنى اميه ودائىهاى او از قبيلهء کلب بوده و او عنبسة بن مرة بن کليب بن سلمة بن عبد الله بن عبدالمقتدر بن عثمان بن معاوية بن ابى سفيان بن حرب بن امية بن عبد شمس بوده که بدترين مخلوقات الهى وملعون ترين وپليد ترين خلق خدا وظالم ترين آنهاست . وهمراه با سپاهان وقوم وقبيلهء خود همراه با صد وهفتاد هزار نفر در کنار درياچهء طبريه فرود آمده که حضرت مهدى عليه السلام از چپ وراست که در جلو او جبرئيل حرکت مى نمايد بطرف سفيانى رفته ودر شب حرکت کرده ودر روز مخفى شده ومردم نيز بدنبال حضرت حرکت کرده تا آنکه با سفيانى در کنار درياچهء طبريه روبرو شده وخداوند بر سفيانى غضبت نمود که سبب مى شود مردم نيز از او خشمگين گشته تا آنکه پرندگان با بالهايشان وکوهها با سنگهايشان وملائکه با صداهايشان آنها را ( سفيانى وسپاهش را ) هدف قرار داده ( شايد اشاره به اين باشد که تمام قواى طبيعى نيز به حضرت کمک مى نمايند ) وساعتى نخواهد گذشت تا آنکه خداوند اصحاب سفيانى را هلاک کرده وسفيانى تنها گشته وحضرت مهدى عليه السلام او را گرفته ودر زير درختى که شاخه هاى آن آويزان است در کنار درياچهء طبريه ، گردن زده وخود فرمانرواى شهر دمشق مى گردد . وآنگاه پادشاه روم در ميان صد هزار صليب که در زير هر يک از آنها ده هزار نفر مى باشند خروج کرده وبزور سر نيزه طرسوس ، را فتح کرده ومال واموال مردم را غارت مى نمايد . وخداوند جبرئيل را به ، مصيصه ، ومنازل آن فرستاده ، وآنجا را با آنچه که در آن است بلند کرده ودر آسمان آويزان مىنمايد ووقتى که پادشاه روم به آنجا مى رسد مى بيند که از شهر خبرى نيست ومىگويد کجاست شهرى که روم از آن مى ترسيد که ناگهان صداى خروس هاى وسگها وشيههء اسبها را از بالاى سر خود مى شنود و . . . . .
    647 - المصادر :
    * : فتن السليلي ؟ على ما في ملاحم ابن طاووس .
    * : ملاحم ابن طاووس : ص 145 ب 79

  • * حديث شماره : 223 *
    * يحيى بن أبي عمرو شيبانى ، از ذى مخبر بن اخى النجاشى از رسول الله صلى الله عليه وآله نقل کرده که فرمود : شما ( مسلمانان ) با روم براى ده سال صلح مىنمائيد که دو سال روميها به آن وفا کرده ولى در سال سوم آنرا نقض مىکنند ، يا چهار سال وفا مى کنند ودر سال پن