· حديث شماره : 382 *
* قتاده از أنس از رسول خدا ( ص ) روايت کرده که آن حضرت فرمود : " هيچ پيامبرى نيامد مگر اينکه امت خويش را از آن انسان يک چشم دروغگو بر حذر داشت ، آگاه باش ، او يک چشم دارد ، وخداوند تبارک وتعالى چنين نيست ، ميان چشمانش نوشته شده کافر ، هر مؤمنى آنرا مى خواند "
* *
* : العمدة : ص 440 ص 925 - عن مسلم ، والبخاري .
* : منتخب الأثر : ص 461 ف 6 ب 7 ح 2 - عن الترمذي .
382 - المصادر :
* : الطيالسي : ص 265 ح 19
· 386 - " ما بين خلق آدم عليه السلام إلى قيام الساعة أمر أکبر من الدجال "
* حديث شماره : 386 *
* هشام بن عامر مى گويد ، از رسول خدا ( ص ) شنيدم که مى فرمود : " در فاصلهء ميان آفرينش آدم " ع " تا رستاخيز ، قضيه اى بزرگتر از دجال وجود ندارد "
386 - المصادر :
* : ابن حماد : ص 146
· * حديث شماره : 392 *
* عبدالرحمان بن أبي بکرة از پدرش روايت کرده که گفت رسول خدا ( ص ) فرمود : " پدر ومادر دجال مدت سى سال داراى فرزند نشدند ، پس از اين مدت کودکى بر ايشان متولد شد که داراى يک چشم وزيان بارترين و بى فايده ترين چيز بود چشمانش بخواب مىرفت ودلش خواب نداشت ، وى گفت : رسول خدا ( ص ) پدرش را توصيف کرد وفرمود : پدرش مردى بلند قد و داراى اندامى ناهمگون بوده و گويى بينى وى منقار است ، و مادرش زنى بلند بالا و بى ريخت و داراى پستانهاى درشت است .
· * حديث شماره : 395 *
* عبادة بن صامت مى گويد : رسول خدا ( ص ) فرمود : دربارهء دجال آنقدر با شما سخن گفتم تا آنجا که بيم آن داشتم که تعقل نکنيد ، مسيح دجال مردى کوتاه قد بوده و ميان پاهاى او فاصله دارد ، داراى موهاى مجعد ، يک چشم دارد که نه بر آمده است و نه گود نشسته ، اگر او بر شما مشتبه شد ، بدانيد که پروردگار شما چنين نيست ، و شما هرگز خداى خويش را نمى بينيد تا از دنيا برويد .
* حديث شماره : 444 *
* ابو مالک اشجعى از ربعى واو از حذيفه نقل کرده که وى گفت : رسول خدا ( ص ) فرمود : " من از خود دجال بهتر مى دانم که با او چيست ، با او دو رودخانه و نهر جارى است که يکى بطور آشکار آب سفيد وديگرى بوضوح آتشى شعله ور است ، اگر کسى آنرا درک کرد بايد به نهرى روى آورد که آنرا به صورت آتش مى بيند وبايد چشمانش را بهم بگذارد و سر خود را به زير افکند واز آن بنوشد ، زيرا آن آبى خنک است . دجال داراى يک چشم است و در آن لکه اى پر رنگ وجود دارد وميان چشمان او نوشته شده است ، کافر ، هر مؤمن با سواد وبى سوادى آنرا مى تواند بخواند " .
444 - المصادر :
* : ابن أبي شيبة : ج 15 ص 133 ح 19318
· * حديث شماره : 427 *
* ابو سلمة بن عبدالرحمان گفت : رسول خدا ( ص ) فرمود : " فرود مى آيد دجال در خوز و کرمان با هشتاد هزار تن که صورتهايى چون سپرهاى راه راه وکلاه بر سر دارند وداراى کفشهايى از مو هستند "
427 - المصادر :
* : ابن حماد : ص 191
· * حديث شماره : 460 *
* عبد الله بن عثمان بن خيثم ، از شهر بن حوشب و او از اسماء بنت يزيد بن سکن انصارى نقل کرده که وى گفت : از رسول خدا ( ص ) شنيدم که مىفرمود : ( دجال چهل سال در زمين درنگ خواهد کرد ، سال مانند ماه ، و ماه مانند هفته ، و هفته چون روز و روز مانند سوختن شاخه هاى نخل در آتش بود ) .
460 - المصادر :
* : عبد الرزاق : ج 11 ص 392 ح 20822
· * حديث شماره : 210 *
* از ربيعة بن أبو عبدالرحمان ، از انس بن مالک از رسول الله صلى الله عليه وآله ، روايت شده که فرمود : دجال از محله يهوديهاى اصفهان خروج نموده ، و هفتاد هزار يهودى که همه تاج بر سردارند همراه او خواهند بود .
210 - المصادر :
* : أحمد : ج 3 ص 224
· 415 - " يخرج الدجال من خراسان "
* حديث شماره : 415 *
* ابن مسيب آنرا از ابو بکر نقل کرده وبه پيامبر ( ص ) نسبت نداده است : دجال از خراسان خروج مى کند "
· * حديث شماره : 419 *
* ابن طاووس از پدرش از کعب نقل نموده که گفت : و آنرا به پيامبر ( ص ) نسبت نداده است : " دجال از عراق خروج مى کند " .
· * حديث شماره : 421 *
* ابو امامه باهلى مى گويد ، رسول خدا ( ص ) فرمود : " دجال از راه ميان شام و عراق خروج مى کند "
421 - المصادر :
* : حماد : ص 149
· * حديث شماره : 431 *
* ابو عبد الله قراظ روايت کرده که از سعد بن مالک وابو هريره شنيد که مىگويند ، رسول خدا ( ص ) فرمود : بار خدايا مردم مدينه را در شهرشان برکت عنايت فرما ، در روزى آنها خير وبرکت ايجاد کن ، معبودا ، ابراهيم " ع " بنده ودوست تو بود ومن بنده و فرستاده تو هستم ، ابراهيم " ع " براى مردم مکه از تو در خواست کرد ومن همانگونه که ابراهيم " ع " براى مردم مکه از تو در خواست نمود براى مردم مدينه در خواست مى نمايم ، شهر مدينه در احاطه فرشتگان است ، بر هر گذرگاهى دو فرشته قرار دارند که از آن مراقبت مى کنند ، بيمارى طاعون و دجال وارد اين شهر نمىشوند ، هر کس قصد خيانت به اين شهر را داشته باشد ، خداوند او را ذوب مى کند همانگونه که نمک در آب ذوب مىشود .
· * حديث شماره : 451 *
* ابو هريره مى گويد رسول خدا ( ص ) فرمود : " وقتى که يکى از شما از تشهد فارغ مىشود ، بايد از چهار چيز به خدا پناه ببرد ، از عذاب دوزخ واز عذاب قبر ، و از آشوب و فتنهء زندگى ومرگ واز شر مسيح دجال " .
451 - المصادر :
* : ابن أبي شيبة : ج 15 ص 130 ح 19308
· * حديث شماره : 478 *
* سيابه از امام صادق ( ع ) نقل مىکند که گفت : مردى از حضرت پرسيد فدايت شوم مىگويند ، زراعت وکشاورزى مکروه است ، حضرت بدو فرمود : " زراعت نمائيد ودرخت بنشانيد ، بخدا سوگند مردم کارى حلال تر وپاکيزه تر از آن انجام نداده اند ، بخدا سوگند پس از خروج دجال زراعت مى شود ونخل کاشته مى شود "
478 - المصادر :
* : الکافي : ج 5 ص 260 ح 3
· * حديث شماره : 469 *
* زهرى از سالم از ابن عمر نقل کرده که رسول خدا ( ص ) با جمعى از اصحاب از جمله عمر بن خطاب از کنار ابن صياد که کودکى بود گذارشان افتاد واو متوجه نشد ، تا اينکه رسول خدا ( ص ) با دستش به پشت او اشاره کرد وفرمود : آيا گواهى مىدهى که من رسول خدا ( ص ) هستم ؟ ابن صياد به او نگاهى کرد وگفت : گواهى مى دهم که تو پيامبر بى سوادان هستى ، ابن صياد به پيامبر گفت : آيا تو گواهى مى دهى من فرستاده خدا هستم ؟ رسول خدا ( ص ) فرمود : به خدا ورسول وفرستادگان او ايمان آوردم ، پيامبر به او فرمود : چه چيز بر تو وارد مى شود ؟ ابن صياد گفت : بر من راستگو و دروغگو وارد مى شود ، پيامبر ( ص ) فرمود : امر را بر تو بهم آميخته ، وسپس رسول خدا ( ص ) فرمود : چيزى را براى تو نهان کرده ام ، و ( يوم تأتى السماء بدخان مبين ) را براى او در نظر گرفته بود ، ( دجال ) ابن صياد گفت : آن ، " دخ " است رسول اکرم ( ص ) فرمود : خفه شو ، از قدرت خود نمىتوانى تجاوز کنى ، عمر گفت : اى رسول خدا ( ص ) به من اجازه بده او را گردن بزنم ، پيامبر ( ص ) فرمود : اگر اين شخص خود او ( دجال ) باشد ، قدرت استيلاى بر وى را ندارى ، واگر او همان شخص نباشد ، بنابراين از کشتن او سودى نبرده اى " .
* *
* : الخرائج : ص 283
· * حديث شماره : 399 *
* عبيد بن عمر ليثى گفت : رسول خدا ( ص ) فرمود : " رستاخيز به پا نمىشود تا آنکه سى نفر دروغگو خروج مى کنند وهمهء آنها مدعى هستند که قبل از قيامت ، پيامبر هستند
· * حديث شماره : 471 *
* سعيد بن مسيب ، از ابوذر غفارى نقل کرده که گفت رسول خدا ( ص ) فرمود : " مثال اهل بيت من به سان کشتى نوح ( ع ) است کسى که بر آن سوار شد نجات يافت وکسى که از سوار شدن بر آن سر بر تافت ، غرق گشت ، و کسى که در آخر الزمان با ما نبرد وستيز داشته باشد ، گويى همراه دجال جنگيده است " .
471 - المصادر :
* : البزار : على ما في کشف الهيثمي ، ومجمع الزوائد .
* : الطبراني ، الصغير : ج 1 ص 139 ح 140
· * حديث شماره : 473 *
* محمد بن مروان از امام صادق ( ع ) نقل کرده که حضرت فرمود : کسى که با ما اهل بيت کينه توزى کند ، خداوند او را يهودى محشور مى کند ، گفته شد : اى رسول خدا ( ص ) هر چند شهادتين را گفته باشد ! فرمود : آرى ، زيرا او در پناه اين دو کلمه از ريخته شدن خون خويش جلوگيرى کرده ويا در حالى که او ذليل است جزيه مىپردازد ، آنگاه فرمود : کسى که بغض وکنيه ما اهل بيت را در دل داشته باشد ، خداوند او را يهودى برمىانگيزاند ، گفته شد : اى رسول خدا ( ص ) چگونه ؟ فرمود : اگر دجال را درک کند بدو مىگرود " .
473 - المصادر :
* : المحاسن : ص 90 ب 16 ح 39
· * حديث شماره : 479 *
* مفضل بن عمر از امام صادق ( ع ) روايت کرده که حضرت فرمود : " خداى تبارک وتعالى چهارده هزار سال پيش از آفرينش انسانها که ارواح ما بودند چهارده نور را آفريد ، بدو گفته شد : اى فرزند رسول خدا ( ص ) آن چهارده نفر کيانند ؟ حضرت فرمود : محمد وعلى وفاطمه وحسن وحسين وامامان از ذريه حسين " ع " که آخرين آنان قائم است ، هم او که پس از غيبتش قيام و ظهور مىنمايد و دجال را به قتل مى رساند ، و زمين را از هر ظلم وستم ، پاک مى گرداند " .
479 - المصادر :
* : کمال الدين : ج 2 ص 335 ب 33 ح 7
· * حديث شماره : 434 *
* عمرو بن عبد الله حضرمى ، از ابو امامهء باهلى نقل کرده که گفت : رسول خدا ( ص ) فرمود : هيچ بخشى از زمين باقى نمىماند مگر اينکه دجال وارد آن مى شود وبر آن استيلاء مى يابد ، مگر مکه ومدينه ، زيرا او از هر گذرگاهى که بخواهد وارد مدينه شود ، فرشته اى با شمشير کشيده با او روبرو مى شود تا آنکه کنار تپه سرخ و بعد از انتهاى نمکزار ودر محل تجمع سيلابها فرود مى آيد ، آنگاه شهر مدينه اهل آنرا سه بار مىلرزاند ، وهيچ مرد وزن منافقى باقى نمىماند مگر اينکه به او (دجال ) ملحق مىشوند ، در آنروز مدينه پليديها را از خود مىزدايد همانگونه که دم آهنگرى نا خالصى آهن را بين مى برد ، آنروز روز خلاص و رهايى ناميده مى شود ، أم شريک عرض کرد : در آن روز مسلمانان کجايند ؟ فرمود : در بيت المقدس ، دجال خروج مى کند وآنها را به محاصره در مى آورد ، تا آنکه خبر فرود آمدن حضرت عيسى به او مى رسد پا به فرار گذاشته و مىگريزد " .
· * قسمتي از حديث شماره : 476 *
· و از جملهء آن نشانه ها ،دجال بزرگ يک چشم است که چشم راست او ناپيدا است ودر چشم ديگرش لکه اى مانند گوشت جويده شده ديده مىشود ، که آميخته به خون است ، چشم وى مانند دانهء انگورى است که روى آب شناور باشد از حدقه بيرون آمده است ، گروهى از مردم بصره هستند که تعدادشان به اندازهء شهداى ، ابله ، مىرسد وانجيل ها را حمايل دارند از او پيروى مىکنند
·
· حديث شماره : 1477 *
* صفوان بن عمرو ، از مشايخ از کعب الاحبار نقل کرده وآنرا به پيامبر ( ص ) نسبت نداده است وگفته : هنگامى که عيسى بن مريم ، همراهان اندک خود را ديد ، نزد خداى متعال شکوه نمود ، خداوند فرمود : من تو را نزد خود بالا مى برم و تو را مىميرانم ، واينگونه نيست که هر کسى را نزدم بالا بردم ، بميرد . بلکه تو را بر دجال يک چشم بر مى انگيزم و تو او را بقتل مى رسانى ، وپس از آن بيست وچهار سال زندگى خواهى کرد ، وسپس تو را مى ميرانم ، با مردنى حق .
·